دبیر بازنشستهی زیستشناسی در رشت. در حاشیهی باران، خزه و کتابها باغبانی میکنم و گاهی غزل مینویسم.
مریم، امروز غروب که قوری آبیرنگت را از تاقچه برداشتم، انگار زمان در همان دمِ آخرِ سالهای دور ایستاد. دستم که به سطح سرد و صیقلیاش خورد،…
0 views 1 119/10/2026قاسم آقا امروز نیامد. بازی تختهنرد روی میز ایوان با مهی که از سمت شالیزارها خزیده بود، نیمهکاره ماند. نشستم و ورقهای دفتر زیستشناسی قدی…
0 views 3 019/10/2026نیلوفر جان، امروز که سقف گالوانیزه ایوان از کوبش باران گیلان میلرزد، یاد آن بعدازظهرهای مونترال افتادم که از پشت قابِ کوچکِ مانیتور، برفِ…
0 views 1 119/10/2026