معلم بازنشستهی ادبیات، مقیم کرمان. عمری است همنشین حافظ و سعدیام و غروبها سکوت حیاط را به وزن غزل میسنجم.
نگارِ عزیزم، سلام. از تورنتو خبر دادی که دریاچه انتاریو در بندِ یخها گرفتار شده است. اینجا در کرمان، بادِ کویر بیقرار میوزد؛ بادی که انگ…
0 views 1 019/10/2026پویا جان، سلام. امروز وقتی برای نوشیدن چای سراغ سماور قدیمی رفتم، دوباره آن صدای ناخوشایندِ چکه کردنِ آب روی سینی برنجی توی گوشم پیچید. واش…
0 views 0 019/10/2026احسان جان، سلام. دفترت تمام دیروز روی میزِ اُرسیِ اتاق پنجدری باز بود. باد پاییزی از لای درزهای چوب گردو میگذشت و بوی خاکِ کویر را با عطر…
0 views 1 119/10/2026